تبليغاتX
هرچه داریم همه از کرم عباس است...

 

هرچه داریم همه از کرم عباس است...

هر که با خامنه ای شد بدگمان--- حق ندارد پانهد دراین مکان

شهدا

شهدا شرمنده ایم
 
خدا شاهده که من قصد گذاشتن چنین پستی رو نداشتم ولی کامنتهایی که برخی از به اصطلاح دوستان میگزارند من را به این موضوع مجبور میکند.یاد شهید چراغ بیکی سبز باد که خانواده ی او در قبال از دست دادن فرزندش و حتی نیامدنش از جبههای جنگ هیچ طلبی ندارد و همواره خودشان را فداییان رهبر میدانند.
مطالب زیر از وبلاگ سرداران بی پلاک گرفته شده.
 
کار سختیه اگه بخوای همیشه بخندی. گاهی اوقات اشک تو چشمات و بغض توی گلوت، رهات نمیکنه. این شعر حاصل یکی از همان اوقات است.
 
داد میزنه این روزا، توی خیابون، فِری
بسیجیه واقعی، همت بود و باکری
***
بسیجیه واقعی،اونه که مرده باشه!
زنده اگر بمونه، باید تو خونه باشه!
 
به یاد من نمونده، خاطره ی زیادی
ز همت و باکری، به غیره کلیاتی
Name:  shahid-bakeri.jpg
Views: 57
Size:  53.0 كيلوبايت

تصویر شهید بزرگوار، حاج همت، قبل و بعد از شهادت. تصویر دلخراشی است. عذر میخوام بخاطر درج این عکس اسفناک اما معتقدم که باید این عکس ها را دید و همزمان با تصویر خانمهای طرفدار موسوی که سبزی نشانند مقایسه کرد. من که بعد از دیدن این عکس ها از بابت بی حرمتی به خون شهدا اشک در چشمانم حلقه زد و به سبب نادانی سبزی ها خنده ام گرفت. خوشا به سعادتت سردار .

 

یاد ندارم که همت، مسجد سوزونده باشه

نماز جمعه ها شو، اونجوری خونده باشه
 
تصویری از حماسه نماز جمعه مختلط توسط حامیان واقعی شهید همت و برادران باکری!!!
میشه مگر باکری هیئت ندیده باشه
به شهر و خونه هامون آتیش کشیده باشه
***
یقین دارم باکری، بچه مسلمون بوده
 
 
http://www.mousel4.com/pictures/91.jpg
پرچم ایران ما، براش مثه جون بود
 
 
 
***
نه مثل سبزیه آش! بیاد میون میدون
تا که بهش بخندن کوچیک و پیر و جوون
***
برای دفع دشمن، باکری داده خونش
نه در ره بی بی سی، حذر کنه ز جونش
 
 
غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
***
یادم میاد یه روزی، به وقت انتخابات
قِر میومد یه بانو، با کلی افتضاحات
***
رو پرچمه تو دستش، اسم پیامبر هم بود
چیکار میکرد اون اگر،برادر همتم بود؟
غربتمون رو امروز، باکری ها میدونن
که سبزیا میرقصن تو شهرمون، میخونن
***
همون جماعتی که، شکسته پشت همت
داد میزنه: حمایت، بسیجیه باغیرت!
***
بسیجیه باغیرت،جون کف دستش گذاشت
مثل داداش کبیری، ما همه رو جاگذاشت
 
وقتی گلی و پری، با هم میرن خیابون
حرمت خون همت، فنا میشه چه آسون
این هم گلی و پری!!! وارثان بر حق خون شهید همت و برادران باکری!
غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
***
تا حامیه بعضیا، اون رجویه نازه
خیال نکن باکری، با سبزیا میسازه
***
منافقا همیشه، ریگ توی کفششونه
بسیجیه باغیرت، دشمن جونشونه
***
میترسن اینکه امروز، بسیجیا بیدارن
تا ترسشون بریزه، شرط و شروط میذارن
***
خیلی باحالن ولی، خیالشون چه خامه
زندگیه بسیجی، خودش یه جور پیامه
***
حب ولایت اما، تو قلبمون میمونه
چشم حسود کور بشه، که قلبامون جوونه
***
یه وقت باید بجنگی، تو جبهه ها تو میدون
یه وقتی هم که جبهه، میشه همین خیابون

نحوه ی قتل عام اراذل و اوباش(ببخشید مردم بیگناه!!!) به این صورت بود که اونا با سپرهای خودشون مانع اصابت سنگ های پرتاب شده توسط سبزی ها، به سر و صورت خود می شدند .........

غصه نخور بسیجی، اینم یه جور جهاده
موندنه تو راه حق، نه آسونه نه ساده
 
شادی روح جاویدالاثر احمد چراغ بیکی صلوات

شهید جاویدالاثر احمد چراغ بیکی

به پاره های دل ملت که هنوز بعد از سالیان دراز خبری از امدنشان نیست...
 
از همه چیز می گذشت . سالیان سال بود که از همه چیز می گذشت ٬ از شب های حمله و از روز های مقاومت ٬ از کمیل های پنهانی نیمه شب پشت خاکریزت و از آن آخرین « و ان یکاد » مادر که بدرقه ی راهت شده بود .
از همه چیز می گذشت و گلزار شهدای شهر هرچه آغوش داشت گسترده بود به روی تکه های آمده از بهشت و آسمان ٬ هر چه ابر داشت گریسته بود در فراق همه ی آن نور ها وسپیدی ها !
حالا هزاران هزار چهره ملکوتی در آغوش قاب دیوار خانه ها جای گرفته بود و کوچه ها همه متبرک بودند به نام های آسمانی :
 
کوچه شهیدان قربانعلی زاده  ٬ کوچه شهید بدیعی ٬ کوچه شهیدپکوک٬ کوچه شهید زجاجی و.... تنها کوچه روزگار کودکی تو نام نداشت و تنها قاب دیوار خانه ی تو بود که فریاد می زد حجم خالی حضورت را و مادر که هر روز چشم به راه پیکرت ٬ آذین می بست خیابان های منتهی به گلزار شهدای شهر را !
 
از همه چیز می گذرد و کم کم هیاهوی دنیای مدرن آرامش یاد تو را از یادمان می برد!
 ای کاش می خرامیدی و شانه های شهر همه با تو می آمدند . آری ! عشق را برایمان تشریح می کردی در تشییع شدنت !
 
یک تکه استخوان انگشت تو کافی بود تا بار دیگر نشان بدهی مسیر بزرگراه شهادت را ٬ که هنوز نور میان ظلمت پیداست!.....
 
 
جاوید الاثر احمد چراغ بیکی

 

  شادی ارواح طیبه ی شهدا مخصوصا جاویدالاثر احمد چراغ بیکی صلوات.


دفاع مقدس

شهدا شرمنده ایم

یاعباس

 

سلام بر شهیدانی که سر خویش را فدای این مرز وبوم و رهبرشان کردند تا این مملکت اسلامی وحسینی بماند ومرگ بر کسانی که تا بوی قدرت به مشامشان رسید همه چیزشان را فدای بی بندوباری کردند تا اسلام وحسینی زیستن از این خاکی که میلیونها شهید  خود را فدای ان کرده از بین برود.سلام بر شهیدانی که برای حجاب.عفت.غیرت ومردانگی حاضر نشدند حتی در این دنیا جایی را از جنازه ی خود اشغال کنند  و گمنام ماندند.سلام بر جاویدالاثر احمد چراغ بیکی که هنگام اغاز عملیات خیبر پلاکش را برای رهبرش و مردم کشورش از گردن در اورد و ان را صدقه داد تا همیشه گمنام بماند.سلام بر نگاه اشکبار و منتظری که مادر شهید گمنام بعد از سالها پس از جنگ هنوز به در دوخته.ولعنت به پایمال کننده گان خون شهدا.لعنت به هر کسی که به هر نحوی دل سید علی را خون میکند.

شادی روح جاوید الاثر احمد چراغ بیکی صلوات


شهدا

شهدا شرمنده ایم


البته باید بگویم" با ماهواره راه شهدا را ادامه میدهیم...!!!

تلنگر:حالا آنها یه اشتباهی کردند ورفتند از جان و مال وناموس ما دفاع کردند و از جوانی واز خود و خانواده هایشان و فرزندانشان گذشتند.چیکار کنیم باید سختیاش رو من و تو بکشیم.اوه اوه هر هفته باید برویم سر خاکشان.باید برایشان فاتحه قرائت کنیم.از کار و زندگیمان بزنیم یه صلوات بفرستیم.

شادی ارواح طیبه ی شهدا مخصوصا جاوید الاثر شهید احمدچراغ بیکی صلوات

 


سرداران بی پلاک

السلام علیک یا ام الحسن والحسین

 

آی قصه قصه قصه

یک زن قد خمیده

یک زن قد خمیده

که چادرش خاکیه

دست میذاره رو زانوش

تندتند میگه یا علی

شکسته و تکیده

دست میکشه روی قبر

آب میریزه روی قبر

قبرو میشوره و بعد

از تو کیفش یه جعبه

میذاره روی اون قبر

به قربون بی کسیت

پنج شنبه ها به روی

بابات کجاست عزیزم؟

نون و پنیرو پسته

روی زمین نشسته

یک زن دلشکسته

روی زمین نشسته

زانوشو هی میماله

درد میکشه میناله

صورت خیس و گلفام

قبرشهید گمنام

با دستای ضعیفش

دست میکنه تو کیفش

خرما میاره بیرون

بهش میگه مادرجون

چرا مادر نداری؟

پای کی سر میذاری؟

برادرت خواهرت؟

تقدیم به روح جاویدالاثر احمد چراغ بیکی

شادی روحش صلوات


به یاد مفقودالاثر شهید احمد چراغ بیکی

                      ای خدا.عجب حکایتیست...

                                   عکس شهدا را میبینیم ولی عکس شهدا عمل میکنیم.

                                شادی روح همه ی شهدا مخصوصا شهدای مفقودالاثر صلوات.

                                                          

                            پس ازعمری غریبی بی نشانی....خدا میخواست در غربت نمانی

                            نه احمد جان عزیز و نازنینم ..............بزار این باراین جوری بخونم 

                             پس ازعمری غریبی بی نشانی....خدامیخواست درغربت بمانی

احمدجان میخواستیم جنازه وتشییع جنازه ات را ببینیم.وخود شاهد بودم که مراسمات یادبود تو چه غریبانه و به ساده ترین وجه ممکن برگزار شد.خیلی صحبت ها با تو دارم اما حیف...

                                                            بدون شرح