ویژه ی کاسه های داغتر از آش

نقش بهائیت در انحراف اعتقادات مهدوی

مسئول بنیاد فرهنگی مهدی موعود استان تهران با اشاره به نقش بهائیت در انحراف اعتقادات مهدوی مردم، گفت: با توجه به تهدیدهای فرهنگی و حساسیت موضوع انتظار، ورود و حضور مراکز فرهنگی در موضوع مهدویت ضروری است.

به گزارش فارس، این روزها شهر تهران حال و هوایی دیگر دارد، نسیم نهم ربیع‌الاول که تداعی آغاز سالروز امامت ولی‌عصر(عج) است، فضای پایتخت را عطرآگین کرده است. این روزها جوانان و دانشجویانی بسیاری برای ابراز ارادت به مولا و مقتدایشان از تهران راهی مسجد جمکران می‌شوند. در این میان دانش‌آموزان هم خود را برای قرائت عهدنامه با صاحب زمان آماده می‌کنند و همه این موضوعات، نوید تربیت نسلی مهد‌ی‌یاور را در مهم‌ترین شهر کشور مهیا می‌کند.

آیا حضرت مهدی(عج)‌ ازدواج کرده‌اند

الهم عجل الولیک الفرج

 

آیا حضرت مهدی(عج)‌ ازدواج کرده‌اند و همسر و فرزند دارند؟

درباره ازدواج حضرت مهدی موعود(عج) اختلاف است، بعضی علما از جمله مرحوم محدث نوری (نویسنده کتاب نجم‌الثاقب) بر این عقیده‌اند که آن حضرت ازدواج کرده و فرزندانی نیز دارد، عمده دلیل این گروه آن است که ازدواج، سنت مؤکد اسلامی است که مورد سفارش پیامبر مکرم(ص) بوده است و حضرت مهدی(عج) از هر شخصی شایسته‌تر است که به سنت پیامبر عمل کند.

در پاسخ می‌گوییم: امام مهدی(عج) در حال حاضر در غیبت به سر می‌برد و این یک حالت استثنایی است که ارتباط ایشان را با مردم محدود می‌کند، بنابراین همین عذر می‌تواند مانع اجرای این سنت نبوی شود؛ زیرا به یقین گاه به دلیل شرایطی خاص، ممکن است حکم واجبی از عهده انسان برداشته شود، چه رسد به مستحبات و سنت‌ها، افزون بر این، ازدواج سنتی نبوی است که باید در طول زندگی انجام گیرد و هیچ اشکالی ندارد که حضرت مهدی(عج)‌ پس از ظهور اقدام به این عمل کند و در این صورت، ترک‌کننده سنت نبوی نیز نخواهد بود، از همین‌جا می‌توان استفاده کرد دعاهایی که در ‌آن‌ها به حضرت و خانواده ایشان اشاره کرده، می‌تواند به دوران ظهور آن بزرگوار مربوط باشد، نه زمان غیبت!

در مقابل این نظریه، دیدگاه دیگری مطرح است که قاطعانه ازدواج حضرت را نفی می‌کند، عمده دلیل ایشان هم این است که لازمه ازدواج حضرت، یا طولانی بودن عمر همسر اوست که دلیلی بر آن نداریم، یا آن که حضرت پس از رحلت همسر، مجبور است با دیگری ازدواج کند، یا به دلیل ازدواج باید فرزندانی داشته باشد که سرپرستی آنها موجب شناخته شدن حضرت شود و....

البته این مطالب هم، سست و بی‌اساس است. ممکن است حضرت در برهه‌‌ای از حیات‌شان - حتی در غیبت- همسری اختیار کنند و آن زن از دنیا برود، در این صورت، ایشان هم به سنت نبوی عمل کرده و هم مشکلات و پی‌آمدهایی برای آن حضرت پیش نمی‌آید.

آیت‌الله صافی گلپایگانی می فرمایند: باید متذکر بود که جواب این پرسش‌ در هاله قدس غیبت امام قرار دارد و خفا امر امام(ع) که یکی از نشانه‌ها و خصایص آن حضرت است، در این نواحی نیز اثر گذاشته است، لذا به طور تحقیق و یقین نمی‌توان به آن پاسخ داد؛ چون احادیث و روایات اطمینان‌بخش در دست نداریم. یا این که به نظر حقیر نرسیده است و اگر در عصر ائمه(ع) و در وقت صدور سایر روایات این گونه پرسش‌ها مطرح شده باشد، شاید بعضی روات احادیث، به حفظ و ضبط احادیث آن همت نگماشته‌اند.

بعضی روایات هم که در دسترس است، با چشم‌پوشی از وضع سند و متون آن‌ها، از جهت اختلاف نسخه ضعیفند، مانند روایت شیخ الطائفه شیخ طوسی که از مفضل بن عمر روایت می‌کند امام صادق(ع) فرمود: «هیچ یک از فرزندان او و دیگران از محل وی اطلاع ندارند».

اما «الغیبة» نعمانی این حدیث را این چنین روایت کرده است: «... و از جایگاهش هیچ کس از دوست و بیگانه آگاهی نمی‌یابد»، با وجود این اختلاف، یعنی روایت نعمانی به جای وُلده، وَلیِ است و استناد به نقل «الغیبة» شیخ طوسی اطمینان‌ بخش نیست، بلکه نقل «الغیبة» نعمانی از بعضی جهات مانند سند و لفظ حدیث اقرب به اعتبار است.

بعضی روایات دیگر مانند خبر کمال‌الدین انباری و خبر زین‌الدین مازندرانی قابل استناد نیست و بعضی دیگر مثل فقرات بعضی ادعیه و زیارات نیز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور است و علاوه بر فرض قبول دلالت، متعرض خصوصیات و تفصیلات نیست، فقط به طور اجمال اهل متزوّج بودن و فرزند داشتن آن حضرت را بیان می‌کنند.

خلاصه سخن آن که اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسی اخبار، به حدیث معتبری که موجب اطمینان باشد و خصوصیات متضمن تفاصیل این موضوع باشد، نرسیدیم و دنبال کردن و تعقیب این موضوع لزومی هم ندارد.

بنابراین ما نه دلیلی بر ازدواج حضرت داریم و نه سندی بر ازدواج نکردن ایشان، ضمن این که مبهم بودن این مسئله می‌تواند دارای حکمتی باشد؛ چون در هر صورت مشکلاتی پیش می‌آید.

شعر+دانلود مداحی حضرت مهدی (عج)

.::ولادت حجت ابن الحسن بر همه ی محبین آن حضرت مبارک::.

بر وهابی لعنت

یا صاحب الزمان

صبح الست بود و خدا بی حساب داد

آرامشی به هستی در اضطراب داد

عشق آفرید و عالم و آدم خطاب كرد

بر هر كه بوده فرصت یك انتخاب داد

با چارده ظهور، خدا پرده را گشود

من را به دست این دلِ خانه خراب داد

از من نبود حرفی و عشق از طُفیلشان

مشتی گرفت و خاك مرا پیچ و تاب داد

می خواست تا تبار مرا هم نشان دهد

آن جا به جای آب به خاكم شراب داد

انگور تاك های بهشتی رسیده بود

من تشنه بودم و به لبم جام ناب داد

من چون تو مست، مست تماشا شدیم ما

پیمانه نوش یوسف زهرا شدیم ما

باغ بهشت زمزمه ی او گرفته است

امشب كه عطر نرگس شب بو گرفته است

امشب كلیم، خادم این طاق نصرت است

از دشتِ عرش نافه ی آهو گرفته است

یونس به دست مجمرِ اسپند بیاورد

یوسف خمیده دسته ی جارو گرفته است

رخصت نداده اند كه جبریل هم رسد

یك گوشه در بغل سر زانو گرفته است

عیسی گلاب و آینه را چرخ می دهد

مریم به عرش چادر بانو گرفته است

حتی خلیل قبله ی خود گم نموده و

سر را به سوی آن خَم ابرو گرفته است

 از شوق، صبر حضرت زهرا سر آمده

امشب اگر غلط نكنم حیدر آمده

 

((اگه دانلود نکنی از دستت رفته))فوق العاده زیبا:

 

حاج مهدی میرداماد

ولادت امام زمان-صوتی

دانلود

 

فدای رخ تو همه عالم


بلبل از دوری گلزار نمیرد ، چه کند

خار از شاخه اگر گشت جدا میمیرد

دردمندی که سر کوی طبیبش نبرند

سایه انداخت اگر غربت و هجران به سری

عاشق از دوری دلدار نمیرد ، چه کند

از غم دوری گل ، خار نمیرد ، چه کند

ناامیدانه دل زار نمیرد ، چه کند

دلش از حسرت دیدار نمیرد چه کند

این جمعه هم گذشت...

این چشم ها که محروم از یک نگاه یارند

بهتر که کور گردد بگذار خون ببارند

آن که قرار دارد کی داغ یار دارد

 دعوی عشق  کم کن عاشاقان بی قرارند

پروانه سوخت بالش بشنو زبان حالش

یارب مباد عشاق از شمع کم بیارند

قومی کنار یارند  اما زیار دورند

قومی زیار دورند اما کنار یارند

چشم انتظار ماندن از انتظار دور است !

آنها که جان سپردند مردان انتظارند

**********************************

شـــروع قصـــه بـــا بـــرگشتــــن تــــو

کجــــا مــــا و کجــــا بــــرگشتــــن تــــو

ولـی نــه ، مــانــده از چشــم انتظــاری

فقــط یــک نــدبــه تــا بــرگشتــن تـــو

تــــو کــــه دردآشنــــای اهـــــل دردی

تــو کــه دســت کســـی را رد نکـــردی

بگو حالا که دل هامان شکستـه اسـت

دلـــت مـــی آیـــد آیـــا بــــرنگــــردی؟

کنــــار پنجـــــره، گلـــــدان خـــــالـــــی

شکـــوه عشـــق بـــا دستـــان خـــالـــی

بیــا ، چشــم انتظـــار میهمـــان اســـت

صفـــای سفـــره ای بـــا نـــان خـــالــــی

بمـــان ای جلـــوه ی گُـــم بــــا دل مــــا

بـــه شـــوق یـــک تبسّـــم بـــا دل مـــا

ببین در غیبت بـاران چـه کـرده اسـت

خـــزانِ بــــی تــــرحّــــم بــــا دل مــــا!

نـه از بــی بــرگ و بــاری بیــم داریــم

نـه قصــد مــانــدن و تسلیــم داریــم

ز بـس چشـم انتظـار جمعـه مــانــدیــم

دلــی منّـــت کـــش تقـــویـــم داریـــم

بهــار تــا ابـــد! زخـــم اســـت بـــا مـــا

زمـان تـا مــی رود زخــم اســت بــا مــا

بیـــا تـــاریــــخ مــــا را منتشــــر کــــن

هـزار و چـارصــد  زخــم اســت بــا مــا

دلم بی همزبان ، این قـدر هـا نیسـت

به فکر آب و نان ، این قدرهـا نیسـت

دلی که تکیه گاهش شـانـه ی تـوسـت

غریب و بی نشان ، این قدرها نیسـت

دوبـــاره نـــم نـــم ایـــن رهگـــذرهـــا

نگــــاه مبهــــم ایـــــن رهگـــــذرهـــــا

اگـــــر در انتظـــــار تـــــو نبـــــاشــــــد

چــه مــی ارزد غــم ایــن رهگــذرهــا؟

شکـــوه اتفـــاقـــی مـــانـــده بـــاشـــد

بـه دل هـا اشتیـاقـی مــانــده بــاشــد

تـــو مـــی آیـــی ، اگـــر از عمـــر دنیـــا

فقـط یـک روز بــاقــی مــانــده بــاشــد

بـه یـک عشـق معمّـایــی قســم خــورد

بـه راز یــک شکیبــایــی قســم خــورد

خــدا والعصــر گفــت و از ســر شــوق

به آن روزی که می آیـی ، قسـم خـورد

شنیـــدم مـــژده ی تــــابیــــدنــــت را

نـــدارم فـــرصــــت فهمیــــدنــــت را

بـه خـورشیــد زمینــی خیــره مــانــدم

کـه تمـریـن کـرده بـاشـم دیــدنــت را

تـو پنهـان مـانـده ای تـا تشنـه بـاشیـم

تمـــام روز هـــا را تشنـــه بــــاشیــــم

دلـت مــی آیــد آیــا ایــن همــه ســال

تـو جـاری بـاشـی و مـا تشنـه بـاشیــم؟

دلیـــــل عشـــــق مــــــادرزادی مــــــا!

بیـــا تـــا جـــان بگیــــرد شــــادی مــــا

بجــوشــد رشتــه رشتــه از دل خـــاک

قنــــــات تشنــــــه ی آبـــــــادی مـــــــا

بیــا ای ســایــه ســار امــن هـــر بـــاغ!

نمـی خــواهــد بمــانــد بــی ثمــر، بــاغ

نمـی خـواهـد پـس از عمــری صبــوری

بمیــــرد زیــــر بــــاران تبـــــر ، بـــــاغ

بــه ایــن دنیــای خــالــی دل نبنــدنــد

بــه گلـــدان سفـــالـــی دل نبنـــدنـــد

بهــار مـــا! بیـــا تـــا دستـــه گـــل هـــا

بـه فصـل خشـک سـالـی دل نبنــدنــد

تـرک هـا خـورده ، خـالـی، تشنـه ، تنهـا

دچــار خشــک ســالــی ، تشنــه ، تنهــا

مـــن و دل چشــــم در راه بهــــاریــــم

دو گلــدان سفــالـــی ، تشنـــه ، تنهـــا

اگـر چـه زخـم طـاقـت سـوز خــوردیــم

غـــم دیـــروز را امـــروز خــــوردیــــم

ببخــش ای خــوب اگــر در غیبــت تــو

مـن و دل ، نـان بـه نـرخ روز خـوردیـم

مــن و خــورشیــدی از تـــابیـــدن تـــو

و شـــوق لحظـــه ای خنـــدیــــدن تــــو

نگـاهـم را پــر از آیینــه کــرده اســت

هـــــوای جمکـــــران و دیـــــدن تــــــو

دلم ، فانوس یک چشم انتظاری اسـت

رواق سینــه ام آیینــه کـــاری اســـت

دوبیتــی در دوبیتــی بــا تــو هستـــم

دلم،سرچشمه درسرچشمهجاریاست

بـه جـز بــا بغــضِ مــانــده در گلــویــم

نخـواهـد شــد بــه آبــی ، تــر گلــویــم

بیــا تــا شیعــه ی زخـــم تـــو بـــاشـــم

بمــــانــــد ردّ خنجــــر بــــر گلــــویــــم

جشم به راه عشق ...

اینبار دوست ندارم مطلبی کپی کنم . دوست دارم حرف دلمو بزنم . رسمه تو تولد یه نفر بهش کادو میدن ، اما کادوی من گله است .

آقا جونم ...

چشم دلم به راه عاشقی مانده ، روزهای زیادی است

جمعه های مدیدیست که می آیند و می روند

سالهاست که کادوی تولدت در دستان من مانده ، دارد از بین میرود ...

چشم دلم کم کم دارد خواب آلوده می شود

از من نخواه که بتوانم بیدار بمانم ، خیلی خسته ام ، نمی بینی چقدر شلوغ شده است

یک قدم که در دنیا برمیدارم ، یک سال از جاده عاشقی دور میشوم

از من ناراحت نشوی ها ، تقصیر من نیست ، خیلی منتظر مانده ام

شاید از تو دور شده باشم اما از همین دور هنوز چشمم به جاده عاشقی توست

منتظرم که بیایی ، شاید وقتی آمدی چشم دلم بسته بود ، شاید در خواب غفلت فرو رفته بودم ، نکند بی تفاوت بگذری ، آقا جان صدایم کن

صدایم کن آقا جان ، خواهش می کنم . اگر صدایم نکنی ، هم منتظر بوده ام و هم در انتظار مرده ام

دلم رو نشکن آقا ، همین سال ، همین هفته ، همین جمعه بیا

راستی آقا تولدت مبارک . کادوی تولدت هنوز تو دستامه ، بیا آقا تا از کفم نرفته .

منتظرتم آقا جونم ...

عصر یک جمعه دلگیر


  عصر یک جمعه دلگیر

دلم گفت بگویم بنویسم

که چرا عشق به انسان نرسیده است

چرا آب به گلدان نرسیده است

چرا لحظه باران نرسیده است

به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است

به ایمان نرسیده است

و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد

که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گم گشته کنعان نرسیده است

چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است

دل عشق ترک خورد گل زخم نمک خورد

زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد

زمین مرد خداوند گواه است

دل چشم به راه است

که در حصرت یک پلک نگاه است

ولی حیف نصیبم فقط آه است

تویی آئینه روی من بی چاره سیاه است

و جا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * 

 

همه فکر شب عیدند کسی فکر شما نیست

و در صحبتشان ذره ای از یاد شما نیست !

و انگار نه انگار که شما اصل نیازید.

و با این همه احوال

حضرت آقا

جگر گوشه زهرا (س)

خودتان لب بگشایید و بگویید

نیازی به شما نیست!!!!!!!

 

اللهم عجل الولیک الفرج

ملتمس دعا

یاعلی

السلام علیک یا اباصالح المهدی

«سالروز آغاز امامت حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فدا تهنیت باد»

این جشنها برای من آقا نمی شود
شب با چراغ عاریه فردا نمی شود

خورشیدی و نگاه مرا میکنی سفید
میخواستم ببینمت اما نمی شود

شمشیرتان کجاست ؟ بزن گردن مرا
وقتی که کور شد گرهی وا نمی شود

یوسف! به شهر بی هنران وجه خویش را
عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی‌شود

اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو
اینجا کسی برای شما ما نمی‌شود

آقا جسارت است ولی زودتر بیا
این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

تاچند فرسخی خودم ایستاده‌ام
تامرز یأس، تا به عدم، تا نمی‌شود

می‌پرسم ازخودم‌غزلی‌گفته‌ای‌ولی
با این همه‌ردیف،‌ چرا با نمی‌شود؟!



ملتمس دعا

یاعلی

شهیدی که امام زمان(عج) را دید

 در اینجا متن وصیت نامه شهیدی را خواهید خواند که در وصیت نامه خود اعلام می نماید که موفق به دیدار حضرت صاحب الزمان (عج) شده است .این شهید که در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) دفن است، روزانه توجه زائران بسیاری را از اقصی نقاط کشور و حتی دنیا به زیارت مزارش جلب می نماید .

بسم الله الرحمن الرحیم

استغفرالله

من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود میگیرم و از شما میخواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را به طور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است.

اشهدک یا مولای انی اشهدان لااله الاالله وحده لا شریک له وان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو واهله واشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجته والحسن حجته والحسین حجته وعلی بن الحسین حجته و محمد بن علی حجته وجعفر بن محمد حجته وموسی بن جعفر حجته ومحمد بن علی حجته والحسن بن علی حجته فاشهد انک حجته الله انتم الاول والاخر.الی آخر... و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ وسلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام.

برادران و خواهران دراین زمان ، رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را برملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است ومبادا که غافل باشید .

خدایا تو را شکر میکنم که عشق حضرت مهدی (عج) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر میکنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگوران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت،خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش.

بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان میگفتند:نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را مینویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشت.بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان میباشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمیدهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفته ام مبادا که ریا شود و فقط که دیگر میگویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است ، واکنون به جبهه میروم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش بازسازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم (و ان حال بینی وبینه الموت) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و...(دعا را در ابتدا نوشته ام ).

بر روی سنگ مزار شهید نوشته شده است

اینجاخانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است

باری برادران میروم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست. و مادر با تو میگویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانستم ادا کنم مرا ببخشد واما مادر بر گردن تو حقی را میگذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمیدانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجلی به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام دهم ولی تا کنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن.

مادر اشک را بر چشم تو هیچ کس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام شادان میکند پس گریستن دراین مورد امری است ناشایست.مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سر افراز باش و لباس سرور به تن کن.

شما برادران و خواهرانم: فرزندانتان را به عشق مهدی (عج) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید. والسلام

آقا جان تولدته ، هوزم نمی خوای بیایی ، تو تولدت یه سری به ما بزن ...

نمیدونم آقا کی می خواد بیاد ، امروز صبح ندبه خوندم ، عهد خوندم ، دعا کردم شاید فرجی بشه . خدایا تاکی انتظار ، نشه بمیریمو آقارو نبینیم ؟؟؟

عید است ولی بدون او غم داریم

عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد

اینگونه هزار عید با هم داریم

اللهم عجل لولیک الفرج

 


.:: برای دیدن ادامه ویژه نامه ولادت پربرکت آقا امام زمان به ادامه مطلب مراجعه کنید ::.

ادامه نوشته

یامهدی

العجل یا حجت ابن الحسن

یاعباس

منتظرت خواهیم ماند اقا جان

ما از الست طايفه اي سينه خسته ايم

 ما بچه هاي مادر پهلو شكسته ايم

  امروز اگر كه سينه و زنجير مي زنيم

 فردا به عشق فاطمه شمشير مي زنيم

  تكفير دشمنان علي ركن كيش ماست

 هر كس محب فاطمه شد،قوم و خويش ماست

 ما را نبي «قبيله ي سلمان» خطاب كرد

 روي غرور و غيرت ما هم حساب كرد

  از ما بترس،طايفه اي پر اراده ايم

 ما مثل كوه پشت نبی ايستاده ايم

  از ما بترس، شيعه ي سرسخت حيدريم

 جان بركفان لشگر سردار خيبريم

  از جمعه اي بترس،كه روز سوار هاست

 پشت سر امام زمان ذوالفقار هاست

  از جمعه اي بترس،كه دنيا به كام ماست

 فرخنده روز پر ظفر انتقام ماست

  از جمعه اي بترس،كه پولاد مي شويم

 از هرم عشق،مالك و مقداد مي شويم 

   (  سروده ی وحید قاسمی  )

سلام امام زمان(عج)

فرهمند

دانلود

آقا دلم واست تنگ شده ...

جمعه يعنى يك غزل دلواپسى
جمعه يعنى گريه هاى بى كسى
جمعه يعنى روح سبز انتظار
جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراريهاى آب
جمعه يعنى انتظار آفتاب
جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست
جمعه خود ندبه گر ديدار اوست
جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند
از غم او بيدها مجنون شوند
جمعه يعنى يك كوير بى قرار
از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتظار قطره اى باران عشق
تا فرو شويد غم هجران عشق
جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل
هق هق بارانى چنگ غزل
زخمه اى از جنس غم بر تار دل
تا فرو شويد غم هجران دل
لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد
عطر ناب گل حضور مى آيد
سبز مردى از قبيله عشق
ساده و سبز و صبور مى آيد

منبع وبلاگ تا جمعه ظهور