باز هم آن شیرمردان خدا ...
شوذب بن عبدالله :
او از رجال شیعه و از معدود دلیران بنام و حافظ حدیث از امیرالمؤمنین علیهالسلام بود، و مجلس حدیث داشت كه شیعیان نزد او آمده و اخذ حدیث مىكردند. با عابس بن ابى شبیب از كوفه به مكه آمد و نزد امام علیهالسلام ماند تا روز عاشورا، و چون جنگ آغاز شد به مبارزه پرداخت. عابس او را طلب كرد و از تصمیم او مبنى بر یارى امام و شهادت در راه او سؤال كرد و او عزم خود را بر شهادت ابراز نمود و همانند دلیران به مبارزه پرداخت تا به شهادت رسید .
جَون بن ابى مالك :
او بنده سیاه چرده ابوذر غفارى بود كه نزد امام علیهالسلام آمد و براى مبارزه اجازه خواست. امام حسین علیهالسلام فرمود: تو از جانب ما مأذونى و براى عافیت همراه ما آمدهاى، خود را در مشقت مینداز! گفت: من در راحتى باشم و در سختى شما را تنها بگذارم؟!! به خدا سوگند هر چند كه بوى بدن من بد، و حسب من رفیع نیست ولى امام بزرگوارى چون تو بوى مرا خوش و بدنم را مطهر و رنگ روى مرا سفید مىكند و به بهشتم مژده مىدهد! به خدا سوگند كه از شما جدا نگردم تا خون سیاه من با خون شریف شما آمیخته گردد! بعد شروع به رجز خوانى كرد:
كیف ترى الفجّار ضرب الاسود بالمشرفى القاطع المهنّد أذبُّ عنهم باللّسان و الیدارجو به الجنْ یوم المورد. و شجاعانه به جنگ با دشمن پرداخت و بیست و پنچ نفر از آنان را به قتل رساند تا این كه شهید شد. امام حسین علیهالسلام بر بالین او حاضر شد و گفت: خدایا روى او را سپید و بوى او را خوش و او را با نیكان محشور كن و با محمد و آل محمد آشنا و معاشر گردان.
از امام باقر علیهالسلام روایت شده كه: هر كسى كشته خود را از میدان بیرون مىبرد و به خاك مىسپرد، اما جون كسى را نداشت تا او را از میدان بیرون برد، به همین جهت پیكر پاره پاره او را پس از ده روز دیدند در حالى كه بوى مشك از بدنش به مشام مىرسید.
عبدالرحمن الارحبى :
او از تابعین و مردى شجاع و دلاور بود و به همراه قیس بن مسهر با نامههاى مردم كوفه در مكه در شب دوازدهم ماه رمضان به خدمت امام رسید، و امام علیهالسلام عبدالرحمن را همراه مسلم بن عقیل به كوفه فرستاد و او مجدداً بازگشت و از جمله یاران امام بود. در روز عاشورا چون آن حال را مشاهده نمود اذن گرفت، امام علیهالسلام او را اجازه داد، پس به میدان آمد و مبارزه كرد و رجز خواند: صبراً على الاسیاف و الاسنّْصبراً علیها لدخول الجنّْ تا آن كه به شهادت رسید.
غلام تركى :
او غلام امام علیهالسلام و از قاریان قرآن بود، اذن گرفت و به میدان آمد مبارزه مىكرد و رجز مىخواند:
البحر من طعنى و ضربى یصطلى و الجوُّ من سهمى و نبلى یمتلى اذا حسامى فى یمینى ینجلى ینشقُّ قلب الحاسد المبجل. و گروهى از سپاهیان دشمن را كشت سپس به علت زخمهاى وارده بر روى زمین افتاد. امام حسین علیهالسلام آمد و گریست! و صورت بر صورتش نهاد!
غلام همین كه چشمش را باز كرد و امام علیهالسلام را بر بالین خود مشاهده كرد لبخندى زد و سپس جان داد.
انس بن حارث :
او از اصحاب رسول خداست كه در غزوههاى بدر و حنین در خدمت آن حضرت بود و احادیثى از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل كرده كه از جمله آنها این حدیث است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «این فرزندم حسین در زمین كربلا كشته خواهد شد. هر كس در آنجا باشد باید او را یارى كند.»
او روز عاشورا از امام علیهالسلام اذن گرفت و عمامه خود را به كمر بست و با پارچهاى ابروهاى خود را به بالا برده، بست! امام علیهالسلام چون او را با این هیئت مشاهده كرد گریست و فرمود: «شكر الله لك یا شیخ»، او با همان كهنسالى هجده نفر از لشكریان كوفه را به قتل رسانده و آنگاه شهید شد، رضوان الله تعالى علیه .
حجاج بن مسروق الجعفى :
او از شیعیان و از اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسلام بود و در كوفه سكونت داشت، چون امام حسین علیهالسلام به مكه عزیمت كرد، از كوفه به مكه آمد و پس از ملاقات با امام علیهالسلام در خدمت او بود و در اوقامت نماز براى حضرت اذان مىگفت، و در روز عاشورا كه آتش جنگ شعلهور گردید حجاج بن مسروق پیش آمد و از امام اجازه جنگ گرفته به میدان رفت و مدتى مبارزه كرد و به طرف امام بازگشت، و در حالى كه بدنش غرق خون بود این رجز را مىخواند:
الیوم القى جدك النبیاثم اباك ذالندى علیا ذاك الذى نعرفه الوصیا
امام علیهالسلام فرمود: من هم به شما ملحق و آنان را ملاقات خواهم كرد، سپس حجاج بن مسروق به میدان بازگشت و آنقدر مبارزه كرد تا شهید شد.
یزید بن مغفل جعفى :
او از شعراى خوب و از شجاعان شیعه و از اصحاب على علیهالسلام در جنگ صفین بشمار مىرفت، او در مكه به همراه حجاج بن مسروق به امام حسین علیهالسلام ملحق شد و روز عاشورا نزد امام حسین علیهالسلام آمد و براى مبارزه اذن گرفت و به میدان رفت و این رجز را خواند:
انا یزید و انا ابن مغفلو فى یمینى نصل سیف مصقل اعلو به الهامات وسط القسطلعن الحسین الماجد المفضل ابن رسول الله خیر مرسل.
و آنچنان شجاعانه جنگید كه دشمن را به حیرت واداشت، و پس از آن كه گروهى را به قتل رسانید به فیض شهادت نائل آمد.
سلمان بن مضارب :
او پسر عموى زهیر بن قین بود و همراه او به حج آمده بود، و چون زهیر در بین راه به امام حسین علیهالسلام پیوست، سلمان بن مضارب نیز به امام ملحق گردید و به كربلا آمد و در روز عاشورا بعد از اداى نماز ظهر با امام، قبل از زهیر بن قین به شهادت رسید.
ابو الشعثأ كندى: نام او یزید بن زیاد است و با عمر بن سعد به كربلا آمده بود، و چون كار به مقاتله انجامید، و سخنان امام را رد كردند، به جانب حسین علیهالسلام آمد.
او كه تیرانداز ماهرى بود در برابر امام حسین علیهالسلام زانو زد و صد تیر به سوى دشمن پرتاب كرد و امام مىفرمود: خدایا! تیرهاى او را به هدف بنشان و بهشت خود را پاداش او قرار ده! و هنگامى كه تیرهاى او تمام شد، در حالى كه بپا مىخواست گفت: پنج تن از سپاه عمر بن سعد را كشتم، سپس بر سپاه دشمن حمله كرد و نوزده نفر را به قتل رساند و بعد به شهادت رسید او هنگام حمله این رجز را مىخواند:
"انا یزید و ابىمهاجر اشجع من لیث نبیل خادر یارب انى للحسین ناصر ولا بن سعد تارك و هاجر.
سعد بن حارث، ابو الحتوف بن حارث:
این دو برادر با عمر بن سعد به كربلا آمده بودند، و چون روز عاشورا شد و امام حسین علیهالسلام ندا مىكرد: «الا من ناصر ینصرنا» و زنان و كودكان با شنیدن صداى امام علیه السلام شیون مىكردند، از دیدن این منظره، تاب نیاوردند و شمشیر به روى سپاه كوفه و دشمنان امام حسین علیهالسلام كشیدند و آنقدر مبارزه خود را ادامه دادند تا شهید شدند.
منبع سایت تبیان
مرگ بر آمریکا- اسرائیل-آل سعود-آل خلیفه